خب! رین عزیز چند وقت پیش با این مجله مصاحبه کرده و حالا ترجمه ی انگلیسیش اومده که من براتون هم ترجمه ی انگلیسیشو میذارم هم فارسی. حرفای خیلی قشنگی زده این پسر. هر چی بیشتر میگذره، بیشتر خوشحال میشم که می شناسمش و طرفدارش شدم. خیلی آقائه. 

برین ادامه ی مطلب...


خب شروع می کنیم!



سوال (س): بعد اتمام سریال، استراحت داشتین؟
جواب (ج): به  مدت چند روز پس از اتمام سریال، استراحت داشتم اما چون تور جهانیمو باید ادامه می دادم، سریع به هویت خواننده، Rain برگشتم. این تور از 2015 شروع شده و به مدت یکسال ادامه داره. به زودی برای کار بعدیم (بازیگری) آماده میشم که کره ای نخواهد بود.

س: معیار های شما در انتخاب کار های بازیگری چیست؟
ج: کارهایی که انتخاب می کنم اونایی هستن که دوست دارم درشون حضور داشته باشم، اونایی که شور و شوق من رو به عنوان بازیگر افزایش میدن. در مورد جذابیت نقش ها، دوست دارم در کار های چینی، ژاپنی و کره ای شرکت داشته باشم.

س: سریال "برگرد آقا"، اقتباسی از رمان "هفت روز آقای سوباکیاما" نوشته ی جیرو آسادا بود. اون رمان رو خوندین؟


ج: بله خوندم. خیلی وقت پیش خوندم بنابراین زیاد خاطرم نیست. یه تفاوت هایی بین این سریال و رمان اصلی وجود داره. با این حال فکر می کنم که این برنامه ی تولد دوباره خیلی جذابه، مخصوصا با یک بدن جدید. بعد دریافت فیلمنامه، با علاقه ی زیادی شروع کردم به خوندنش. دوست داشتم تو یک سریال دلگرم کننده ای شرکت کنم که هم عشق خانواده رو داشته باشه هم اثر انسانی؛ بنابراین این کار رو انتخاب کردم. اگرچه بازی در سریال های عاشقانه و در نقش پرنس چارمینگ هم خوبه ولی با این حال می خواستم در کاری شرکت کنم در مورد واقعیت های زندگیه. تولد دوباره و وقایع بعد از اون، جنگیدن علیه وحشیگری های قدرت، افشا کردن کار های غیر قانونی همه موضوعات جالبی بودن.

س: کاراکتر "لی هه جون" روح "کیم یونگ سو" 40 ساله رو داره که توسط "کیم این کُن" ایفای نقش شده. موقع بازی این کاراکتر اذیت نشدین؟


ج: چون این نقش، نسب به کار های قبلیم، نقشی هست که اطلاعات رو به مخاطب می رسونه، حتی بیشتر هم نسبت به آنالیز کاراکترم مراقب بودم. اول چندین بار با سونبه "کیم این کُن" صحبت کردم و همچنین مکررا فیلم هاشون رو نگاه کردم. چون می بایست کار های سونبه "کیم این کُن" رو در طی فیلم تقلید می کردم طوری که تقریبا هیچ تفاوتی نباشه. مثل طرز راه رفتن ایشون، تماس چشم، حالات بدن و حتی خنده. همچنین بازی ایشون در فیلم های "Haeundae 2006"و "Drug Dealers 2015" رو بررسی کردم. برای ظاهرم هم قبل فیلمبرداری، هر روز به مدت یک ساعت ورزش می کردم تا بدنم رو رو فرم کنم؛ در طی فیلمبرداری هم به مدل موهام و لباس هام بیشتر توجه کردم. همچنین توجه به تلفظ و لهجه که می بایست به حرکات بدنم جور می بودن لازم بود. اگه بتونی کاملا به کاراکترت تبدیل بشی، اونایی که در مقابلت بازی می کنن می تونن واکنش های طبیعی نشون بدن. همه ی ما بازیگرا خیلی خوب با هم کنار می اومدیم و جو فیلمبرداری خیلی خوب بود.

س: صحنه هایی که با هونگ نان زیبا (با بازی اوه یون سو)، که با کیم یونگ سو از جهان برزخ اومده بودن، خیلی جالب بود.
ج: خانم "اوه یون سو" بازیگری با نیروی انفجاری فوق العاده هست. فکر می کنم از این بعد بتونه از پس هر نقشی بر بیاد. او سخت کوش و تطبیق پذیره. فکر می کنم که او و من خیلی خوب با هم یکی بودیم [تو بازیگری منظورشه]. همچین او از اون کسایی هست که مشتاق تحقیق اند. برای صحنه های خنده دار، با هم حرکات صورت و حالات بدنمون رو هماهنگ می کردیم. فقط با نگاه کردن به هم دیگه حسابی ممکن بود خندمون بگیره.


... ادامه ی صحبت های رین:
از همون ابتدا می تونستم آقای "کیم سو رو" (بازیگر نقش "هان گی تاک" قبل تولد دوباره) رو از طریق خانم "اوه یون سو" حس کنم. [منظورش اینه خیلی طبیعی می تونست ادای کیم سو رو رو دربیاره.] 

س: صحنه هایی که با خانم "لی مین جونگ" در نقش همسر و "لی ره" در نقش دختر "کیم یونگ سو" هم خیلی خوب بودن.
ج: من و خانم "لی مین جونگ" هم خیلی با هم یکی شده بودیم. گرچه "لی ره" بچه هست، اما انقدر بازیگریش خوب بود که من رو غافلگیر کرد. اون اشتیاق یک بازیگر رو داره و من اونو به عنوان یک بازیگر در نظر می گیرم نه بازیگر بچه. واقعا شگفت انگیزه.


س: اپیلوگ های آخر هر قسمت هم خیلی جالب بودن. "هه جون در جزیره ی غیر مسکونی" داستان جدایی از داستان اصلی است. آقای "لی مون شیک" بازیگر مهمان ویژه ی این داستان بودن. فیلمبرداری چطور بود؟
ج: آقای "لی مون شیک" بازیگر کارکشته ای هستن. هر دومون بدیهه گویی های زیادی تو فیلم داشتیم و موقع فیلمبرداری خوشحال بودیم. گرچه در مورد اپیلوگ ها کمی پشیمونی دارم. گرچه تو زمستون فیلمبرداری شده بود ولی صحنه های جالب زیادی داشت. با این حال همه حذف شدن به خاطر کمبود زمان. خیلی عالی میشه اگه اون صحنه ها تو DVD ها باشه.

س: کدوم صحنه ها سخت بودن؟
ج: هر قسمتی سختی های خودشو داشت. در حالی که جو فیلمبرداری موزون بود، صحنه های خنده دار می بایست خنده دار می بودن و صحنه های غم انگیز می بایست غم انگیز می بودن. به خاطر بزرگی تغییرات احساسی، سخت تر می شد مهارت های بازیگری رو به کار بگیری. گرچه کاراکتر خنده داره، اما داستانش خیلی سنگینه، بنابراین اینم سخت ترش می کرد.

س: شنیدم که اکثر فیلمبرداری شب تا صبح انجام می شد. چطور مراقب سلامتیتون بودید؟
ج: به هر قیمتی که شده غذا زیاد بخورید، همین! (می خنده) برای من، زمان خوردن، شاد ترین زمانه.
[برای اونایی که نمی دونن. رین چون در زمان قبل دیبوتش، خیلی فقیر بوده و غذا برای خوردن نداشته، این حرفو می زنه.]


س: اگه قرار بود مثل تو سریال، دوباره متولد بشین، دوست داشتین چجور آدمی بشید؟
ج: دوست داشتم یک زن زیبا بشم. اگه قرار بود به مدت یک هفته یک نفر دیگه بشم، دوست داشتم یک ورزشکار بشم: یک فوتبالیست یا یک گلف بازی چیزی (می خنده)

س: نظرتون در مورد این کار چیه؟
ج: با بازی کردن این کاراکتر، خیلی در مورد نقش والدین فکر کردم. کلا، مرد ها چیزی که اغلب در نظر می گیرن اینه که "سریع موفق بشن تا خانواده رو ساپورت کنن". من فکر می کنم که مهم ترین چیز اینه که امروز چند مرتبه به همسرت میگی "دوستت دارم" و اینکه چند بار بچه هاتو در آغوش بگیری. با این سریال، فکر می کنم که یک مرد نباید بذاره همسرش احساس تنهایی بکنه. موضوع این نیست که بهش کارت اعتباری تموم نشدنی بدی بلکه مهم اینه که اونو محکم در آغوش بگیری و بهش بگی "دوستت دارم".


... ادامه حرف های رین:
مهم اینه که بذاری بچه ها و همسرت هر روز احساس دوست داشته شدن بکنن. این چیز خیلی مهمیه تا پیوند هاتو با اعضای خانواده عمیق تر کنی.

س: دوست دارید در آینده چجور پدری بشید؟
ج: بعد داشتن خانواده ی خودم، دوست دارم پدری باشم که هر تلاشی می کنه تا مراقب خانواده ش باشه. من هنوز هیچ برنامه ای برای ازدواج ندارم. می خوام پدری باشم که به بچه هاش یک عالمه عشق می ورزه.

س: با بازی دو جور کاراکتر، به عنوان یک بازیگر-خواننده چه حسی دارید؟ [ترجمه ی انگلیسیش چندان خوب نیست ببخشید]
ج: فکر می کنم شغل جذابیه که بتونی زندگی دیگران رو تجربه کنی. من خیلی در موردش خوشحالم. بنابراین فکر می کنم که به بازیگری ادامه بدم.

س: با هم بازیگر بودن و هم خواننده بودن، شما قطعا ارشد بزرگی برای آیدل های جوون امروزی هستین. اون نیروی محرکه ای که باعث میشه که شما هم از بازیگری و هم از خوانندگی به طور همزمان لذت ببرید، چیه؟
ج: تا کنون، همیشه کار هایی رو انجام دادم که می خواستم. در آینده هم، همین کارو ادامه میدم. من می خوام یک الگو برای جوون تر ها (جونیور ها ، هوبه ها) باشم. یک نفر ممکنه بگه "اون سونبه (ارشد) هنوز هم بازی می کنه هم خوانندگی و زندگی جذابی هم داره." می خوام یه همچین هنرمندی بشم.


س: در پایان، چیزی هست که بخواین به خواننده ها بگین؟
ج: اول از همه، سلامتی در اولویته. دوم این که خواهش می کنم با خانواده هاتون خوب رفتار کنید چون خانواده مهم ترین چیزه. من اغلب میگم که این خوبه که مشتاق کار باشی، اما یک زندگی شاد مهم ترین چیزه. گرچه گاهی اوقات نمی تونم بهش عمل کنم اما هنوز سخت کار می کنم تا یک زندگی شاد داشته باشم. امیدوارم همه بتونن زیاد با خانواده هاشون سفر برن و سلامت باشن.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 30 خرداد 1395    | توسط: Mbr 97    | طبقه بندی: Interview، Photo Shoot،     |
نظرات()